خرید بک لینک

هم چاه سر راه تو باید بکنیم،

هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم.
این نامه چندم است که می خوانی؟
داریم رکورد کوفه را می شکنیم....
یک عمر تو زخم های ما را بستی،
هر روز کشیدی به سر ما دستی.
شعبان که به نیمه می رسد، آقا جان...
ما تازه به یادمان می آید هستی!
هر چند که خسته ایم از این حال، نیا!
شرمنده، اگر ندارد اشکال، نیا!
ما خط تمام نامه هامان کوفی ست.
آقای گلم، زبان من لال.... نیا!
از مزرعه های کوچک بعضی ها
برچیده شود مترسک بعضی ها
آقا! خودمانیم، چه کیفی دارد،
وقتی بزنی به برجک بعضی ها!
این سنگ خدایان که تبر می شکنند،
روزی که بیایی از کمر می شکنند.
بردار تبر را و بزن، ابراهیم!
بت های بزرگ زودتر می شکنند.
درسی که مرور می کنی عاشوراست.
هر جا که عبور می کنی عاشوراست.
ای وارث زخم های هفتاد و دو تن!
روزی که ظهور می کنی، عاشوراست.

برچسب: نویسنده: مرتضی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1391 ساعت: 11:23

صفحه بندی