بهترین داستانها و اس م س های خنداره و عاشقونه
بي تو ، دلم گرفته از ازدحام شهر
آقا اجازه دست خودم نيست خسته ام
در درس عشق من صف آخر نشسته ام
در اين كلاس عاطفه معنا نمي دهد
اينجا كسي به پاي تو برپا نميدهد
آقا اجازه بغض گرفته گلويمان
آنقدر رد شديم كه رفت آبرويمان
برچسب:
نویسنده: مرتضی